الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

289

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

لقد أصبح أبو محمّد بهذا المكان غريبا ! أما و اللّه لقد كنت أكره أن تكون قريش قتلى تحت بطون الكواكب ! أدركت و تري من بني عبد مناف ، و أفلتتني أعيان بني جمح ، لقد أتلعوا أعناقهم إلى أمر لم يكونوا أهله فوقصوا دونه ! ترجمه ابو محمد ( طلحه ) در اين مكان ، غريب مانده است ( و جسد بىجانش در وسط بيابان افتاده ) بدانيد به خدا قسم ، من خوش نداشتم كه اجساد قريش ( پيشگامان ) در زير اين آسمان بر روى زمين افتاده باشد ( ولى جاه‌طلبى و پيمان‌شكنى آنها كارشان را به اينجا رساند ) من سزاى « بنى عبد مناف » را دادم ( و خون شيعيانم را كه به هنگام ورود به بصره و غارت بيت المال ريخته بودند ، قصاص كردم ) ولى رؤساى قبيله « بنى جمح » از دست من گريختند ، آنها به سوى امرى گردن كشيده بودند كه اهليّت آن را نداشتند و پيش از آنكه به آن برسند گردنهايشان شكسته شد ! شرح و تفسير صحنه‌اى دردناك بعد از جنگ جمل همان‌گونه كه گذشت ، امام عليه السّلام اين سخن را هنگامى گفت كه بعد از پايان جنگ جمل از كنار جسد طلحة بن عبد اللّه و عبد الرّحمن بن عتّاب كه غريبانه به روى خاك افتاده بودند گذشت . طلحة بن عبد اللّه همان طلحه ، صحابى معروف پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله است كه بعد از